نخستین رویداد پوشش سالمندی در ایران

پوشش سالمندی به‌مثابه زیرسیستم فرهنگی: تحلیل جامعه‌شناختی بر پایه نظریه هامیلتون
نویسنده: فروغ علی‌پور مدرس دانشگاه و فعال حوزه سالمندی

زمینه و هدف: پوشاک یکی از نیازهای پایه انسانی است و در دوره سالمندی اهمیت آن برای کیفیت زندگی دوچندان می‌شود. این مقاله با بهره‌گیری از نظریه «پوشاک به‌مثابه زیرسیستم فرهنگی» ژان هامیلتون، پوشش سالمندی را در سه سطح فناورانه، ساختار اجتماعی و ایدئولوژیک تحلیل می‌کند.
روش: این مطالعه یک تحلیل نظری بر پایه فرانظریه هامیلتون است که از یافته‌های پژوهش‌های تجربی درباره پوشاک کارکردی سالمندان و پژوهش‌های جامعه‌شناختی درباره سن، هویت و پوشاک بهره می‌گیرد.
یافته‌ها: در سطح فناورانه، تغییرات جسمانی سالمندی طراحی پوشاک کارکردی (لباس جلوباز، اتصالات بزرگ‌تر، گشادی مناسب) را ایجاب می‌کند و راحتی بر مد اولویت دارد. در سطح ساختار اجتماعی، پوشاک نقش‌ها و گذارهای مسیر زندگی را در نهادهایی مانند خانواده، بازنشستگی و مراکز مراقبتی نشانه‌گذاری می‌کند و تابع «نظم سنی» است. در سطح ایدئولوژیک، هنجارهای «مناسب سن»، سن‌گرایی و ایدئولوژی پیری فعال، انتخاب پوشش سالمندان را شکل می‌دهند.
نتیجه‌گیری: پوشاک سالمندی هم بازتاب و هم نگهدارنده واقعیت اجتماعی سالمندی است و چارچوب هامیلتون پارادایمی یکپارچه برای مطالعات سالمندی، طراحی پوشاک و مطالعات فرهنگی فراهم می‌کند.

۱. مقدمه
جمعیت سالمندان جهان به‌طور پیوسته در حال افزایش است و سازمان جهانی بهداشت دهه ۲۰۲۰ تا ۲۰۳۰ را «دهه پیری سالم» نامگذاری کرده است. پوشاک به‌مثابه یکی از نیازهای پایه انسان، در دوره سالمندی نقشی فراتر از پوشش ساده می‌یابد؛ زیرا هم با توانایی‌های جسمانی در حال تغییر و هم با هویت اجتماعی و فرهنگی فرد در تعامل است.
نظریه هامیلتون چارچوبی کل‌نگر برای این تحلیل فراهم می‌کند. او پوشاک را «زیرسیستم فرهنگی» می‌داند که بر سه مؤلفه فناورانه، ساختار اجتماعی و ایدئولوژیک بنا شده است [1]. این نظریه از آن رو برای مطالعه پوشش سالمندی مناسب است که پوشاک سالمند را نه صرفاً کالای مصرفی، بلکه پدیده‌ای می‌داند که سه سطح بدن، جامعه و فرهنگ را به هم پیوند می‌زند.

۲. مبانی نظری
هامیلتون پوشاک را به‌مثابه زیرسیستم فرهنگی تعریف می‌کند که مستقیماً با نظام فرهنگی بزرگ‌تر در تعامل است و به‌مثابه فرانظریه‌ای عمل می‌کند که نظریه‌های دیگر می‌توانند در درون آن جای گیرند.

این مدل از نظریه «نظام‌های فرهنگی» لزلی وایت الهام گرفته است  و تعریف پوشاک را از روچ و موسا وام می‌گیرد: «ترتیب کلی تغییرات قابل تشخیص بیرونی بر بدن فرد و تمام اشیای مادی افزوده به آن» .
هامیلتون و هامیلتون در مقاله ۱۹۸۹ این چارچوب را بسط داده‌اند: پوشاک هم «اسم» است (نتیجه) و هم «فعل» (کنش پوشیدن)؛ و به‌مثابه «استعاره‌ای نمادین از رابطه فرد با نظام فرهنگی»، واقعیت اجتماعی را بازتاب می‌دهد و نگه می‌دارد . پوشاک با تعامل با آیین‌ها به تداوم فرهنگی کمک می‌کند و گذارهای مسیر زندگی را نشانه‌گذاری می‌کند .

۳. مؤلفه فناورانه: بدن سالمند و طراحی پوشاک

سالمندی با تغییرات جسمانی همراه است: کاهش قدرت گرفتن، کاهش دامنه حرکت مفاصل، کاهش انعطاف‌پذیری و تعادل. این تغییرات الزامات خاصی بر طراحی پوشاک تحمیل می‌کنند. مطالعات نشان داده‌اند که سالمندان راحتی را بر مد و کارکرد برتری می‌دهند . پژوهش‌ها نشان داده‌اند که سالمندان مبتلا به آرتریت هنگام پوشیدن شلوار زمان زیادی صرف می‌کنند و طراحی‌هایی مانند شلوار باز (بدون لوله) با قزن مادر و فرز، یا دکمه‌های بزرگ‌تر برای افراد با قدرت گرفتن ضعیف توصیه شده است .
مطالعات دیگر نشان داده‌اند که محدودیت دامنه حرکت اندام فوقانی، ترجیح سالمندان را به لباس‌های جلوباز (با بازشدن کامل جلو) معطوف می‌کند، و در ارزیابی پوشاک کارکردی نیز راحتی پوشیدن و درآوردن، اولویت نخست و سپس عملکرد حرارتی در نظر گرفته می‌شود .
در چارچوب هامیلتون، این یافته‌ها مصداق مؤلفه فناورانه‌اند: امکانات مادی و فناوری تولید پارچه و پوشاک تعیین می‌کنند که سالمند چه نوع پوششی می‌تواند بپوشد. آلمیلا نیز بر همین نکته تأکید کرده است که مادیت پارچه، فناوری‌های نساجی و تجربه جسمانی و اجتماعی پوشیدن باید در تحلیل پوشاک جدی گرفته شود .
۴. مؤلفه ساختار اجتماعی: نقش‌ها، نهادها و گذارهای زندگی
در نظریه هامیلتون، پوشاک هویت فرد را بر اساس موقعیت‌های انتسابی و اکتسابی در ساختارهای اجتماعی (خویشاوندی، اقتصاد، سیاست و دین) منتقل می‌کند. سالمندی با گذارهای متعدد همراه است: بازنشستگی، تغییر نقش خانوادگی، ورود به نهادهای مراقبتی مانند خانه سالمندان. پوشاک این گذارها را نشانه‌گذاری می‌کند و پذیرش لباس‌های خاص با پذیرش نقش‌ها و انتظارات خاص همراه است
توییگ نشان داده که در طول تاریخ، شکل‌ها و سبک‌های خاصی از پوشاک برای افراد سالمند «مناسب» یا «نامناسب» دانسته شده‌اند و زنان مسن‌تر به‌ویژه تحت فشار اجتماعی برای پوشیدن سبک‌های محتاطانه و پوشیده قرار داشته‌اند . این «نظم سنی» در پوشاک، مصداق ساختار اجتماعی است که بر انتخاب پوشش سالمندان اثر می‌گذارد. مطالعات مربوط به پوشاک سالمندان در خانه و خانه‌های سالمندان نیز نشان داده‌اند که طراحی لباس باید با توانایی‌های کارکردی فرد سالمند هماهنگ باشد .
۵. مؤلفه ایدئولوژیک: ارزش‌ها، هنجارها و ایدئولوژی سن
سومین مؤلفه، باورها و ارزش‌های جامعه درباره سالمندی است. پژوهش هرد کلارک و همکاران نشان داد که زنان سالمند (۷۱ تا ۹۳ سال) هنجارهای سخت‌گیرانه‌ای را درونی کرده‌اند: پرهیز از رنگ‌های تند و سبک‌های باز، و ترجیح سبک‌های کلاسیک و سنتی برای پنهان کردن تغییرات بدن . این یافته‌ها نشان می‌دهد که ایدئولوژی «مناسب بودن سن» در انتخاب پوشش سالمندان نقش تعیین‌کننده دارد.
تورپ با مفهوم خودنظارتی فوکویی نشان داد که انتخاب پوشش زنان سالمند توسط هنجارهای «مناسب سن»، «زنانه‌گی» و «پیری فعال» انضباط می‌شود . در همین راستا، پژوهش سسیل و همکاران نشان داد که زنان سالمند برای پنهان کردن نشانه‌های سن و همسو کردن ظاهر با خود اصیل درونی، به «نقاب» متوسل می‌شوند .
رسانه نیز در این میان نقش دارد: مجله‌های زنان از مد برای مذاکره بر سر هویت‌های سنی استفاده می‌کنند ، و پلتفرم‌هایی مانند پینترست به زنان سالمند امکان بازسازی هویت سنی در برابر گفتمان‌های سن‌ستیزانه مد را می‌دهند . به‌طور کلی، پوشاک ابزاری برای ارائه ارزش‌های فرهنگی و صورت‌های زیبایی‌شناختی جامعه است .
۶. پوشاک به‌مثابه بازتاب و نگهدارنده واقعیت اجتماعی سالمندی
کاربرد مستقیم نظریه هامیلتون در اینجاست: پوشاک سالمندی نه‌تنها بازتاب واقعیت اجتماعی سالمندی است، بلکه آن را نگه می‌دارد. فرانسیس در مطالعه خود بر زنان سالمند نشان داد که آیین‌های روزانه پوشیدن، به زنان کمک می‌کند بدن سالمند را هم ادعا کنند و هم بپذیرند و هویت خود را بازآفرینند . این دقیقاً همان چیزی است که هامیلتون و هامیلتون «بازتاب و نگهدارنده واقعیت اجتماعی» نامیده‌اند: پوشاک با تعامل با آیین‌ها به تداوم فرهنگی کمک می‌کند و افراد را به انجام رفتارهای متناسب با نقش‌هایشان ترغیب می‌کند.
۷. نتیجه‌گیری
نظریه هامیلتون نشان می‌دهد که پوشش سالمندی را نه می‌توان تنها در سطح کارکردی (طراحی پوشاک برای بدن تحلیل‌رفته) فهمید و نه تنها در سطح نمادین (هنجارهای سن)؛ بلکه باید در هر سه سطح فناورانه، ساختار اجتماعی و ایدئولوژیک به‌طور هم‌زمان تحلیل شود. این چارچوب برای طراحان پوشاک، متخصصان سالمندی و پژوهشگران مطالعات فرهنگی کاربرد عملی دارد . با این حال، نظریه هامیلتون به نابرابری و قدرت کمتر می‌پردازد؛ ترکیب آن با نظریه‌های مبتنی بر سرمایه و تمایز می‌تواند تحلیل را کامل‌تر کند.

منابع:

1. Hamilton, J. A. (1987). Dress as a cultural sub-system: A unifying metatheory for clothing and textiles. Clothing an
d Textiles Research Journal. https://doi.org/10.1177/0887302X8700600101
2. Hamilton, J. A., & Hamilton, J. W. (1989). Dress as a reflection and sustainer of social reality: A cross-cultural perspective. Clothing and Textiles Research Journal, 7(2), 16-22.
3. White, L. A. (1975). The concept of cultural systems. New York: Columbia University Press.
4. Roach, M. E., & Musa, K. E. (1980). New perspectives on the history of Western dress. New York: Nutri-Guides.
5. Palamutçu, S., & Goren, I. (2015). Functional textile preferences of elderly people. Mediterranean Journal of Social Sciences, 6(2S5). https://doi.org/10.5901/mjss.2015.v6n2s5p279
6. Fan, Y., & Hu, X. (2022). Functional clothing design for the elderly. AHFE International. https://doi.org/10.54941/ahfe1001666
7. Okada, N. (1999). A physicobehavioral study for clothing design suited to the elderly. Japanese Journal of Health and Human Ecology. https://doi.org/10.3861/jshhe.65.182
8. Lee, E.-S., Jeong, S., & Chu, M. (2012). The influence of physical functions on clothing behavior of elderly people. The Research Journal of the Costume Culture. https://doi.org/10.5805/ksci.2012.14.1.136
9. Wu, D., Fei, B., & Wang, Y. (2021). A method for the evaluation of functional clothing for older individuals with restricted mobility. Fashion Practice. https://doi.org/10.1080/17569370.2021.1872902
10. Almila, A.-M. (2016). For sartorial sociology: On dress, materiality, technology, and comfort. University of the Arts London.
11. Twigg, J. (2013). Fashion and age: Dress, the body and later life. London: Bloomsbury.
12. Hurd Clarke, L., Griffin, M., & Maliha, K. (2009). Bat wings, bunions, and turkey wattles: Body transgressions and older women’s strategic clothing choices. Ageing and Society. https://doi.org/10.1017/S0144686X08008283
13. Thorpe, R. (2018). Ageing and the presentation of self: Women’s perspectives on negotiating age, identity and femininity through dress. Journal of Sociology. https://doi.org/10.1177/1440783318766167
14. Cecil, V., Pendry, L. F., Ashbullby, K. J., & Salvatore, J. (2022). Masquerading their way to authenticity: Does age stigma concealment benefit older women? Journal of Women & Aging. https://doi.org/10.1080/08952841.2022.2128245
15. Twigg, J. (2017). Fashion, the media and age: How women’s magazines use fashion to negotiate age identities. European Journal of Cultural Studies. https://doi.org/10.1177/1367549417708432
16. Babicheva, E., & Lee, K.-H. (2017). Style has no age: Reconstructing age identity on Pinterest. The Research Journal of the Costume Culture. https://doi.org/10.29049/rjcc.2017.25.6.719
17. Francis, D. (2011). Daily rituals of dress: Women re-creating themselves over time.
18. Rosenblad-Wallin, E., & Karlsson, M. (1986). Clothing for the elderly at home and in nursing homes. Journal of Consumer Studies and Home Economics. https://doi.org/10.1111/j.1470-6431.1986.tb00642.x
19. Singh, K. N., & Singh, N. (2017). Dresses considerations and problems encountered by aged consumers. Journal of Psychosocial Research.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این قسمت نباید خالی باشد
این قسمت نباید خالی باشد
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

keyboard_arrow_up