چالش حمل‌ونقل در شهری که پیر می‌شود.

ناصر پوررضا کریم سرا

مدرس دانشگاه و دکتری جامعه شناسی اقتصادی و توسعه

حمل نقل و سالمندی

تهران در حال تجربه یک تغییر بزرگ جمعیتی است؛ تغییری که آینده شهر را از اساس دگرگون خواهد کرد. آمارها نشان می‌دهد امروز حدود ۱۲ درصد جمعیت پایتخت را افراد بالای شصت سال تشکیل می‌دهند، اما تا سال ۱۴۱۵ این رقم به حدود ۲۰ درصد خواهد رسید. به بیان ساده، در کمتر از یک دهه از هر پنج تهرانی یک نفر سالمند خواهد بود. این روند، پایتخت را با مسئله‌ای به نام «شهر خاکستری» روبه‌رو می‌کند. در این میان، یکی از اساسی‌ترین عرصه‌هایی که کیفیت زندگی سالمندان را رقم می‌زند، حوزه حمل‌ونقل عمومی است. اگر سالمندان نتوانند آزادانه، ایمن و آسان در سطح شهر جابه‌جا شوند، عملاً از مشارکت اجتماعی کنار گذاشته می‌شوند و این خود آغازگر چرخه‌ای از انزوا، مشکلات جسمی و فشارهای مالی و اجتماعی بر شهر خواهد بود. حمل‌ونقل عمومی در تهران امروز، با همه گستردگی‌اش، هنوز چهره‌ای جوان‌محور دارد. مترو، اتوبوس و تاکسی که ستون‌های اصلی جابه‌جایی در پایتخت هستند، کمتر با نگاه به نیازهای سالمندان طراحی و اداره شده‌اند. کافی است یک روز با چشم سالمندان به شهر نگاه کنیم: ایستگاه‌های مترویی که هنوز در بسیاری از نقاط فاقد آسانسور یا پله‌برقی‌اند؛ پیاده‌روهایی که شیب‌های تند و ناهمواری‌هایشان عبور را برای فردی با عصا یا واکر دشوار می‌کند؛ اتوبوس‌هایی که پله‌های بلندشان مانعی جدی برای ورود و خروج افراد مسن است و صندلی‌هایشان به‌ندرت فضای راحت و مطمئنی برای سالمندان فراهم می‌کند. حتی تاکسی‌ها، که برای بسیاری از سالمندان گزینه‌ای به‌ظاهر ساده‌اند، در عمل به‌دلیل هزینه بالا و نبود شبکه سازمان‌یافته، به راه‌حلی پایدار بدل نمی‌شوند.

این شرایط پیامدهای سنگینی دارد. نخست، محدودیت در جابه‌جایی باعث می‌شود بسیاری از سالمندان به‌جای حضور فعال در اجتماع، در خانه بمانند. نتیجه آن افزایش احساس انزوا، افسردگی و کاهش کیفیت زندگی است. دوم، عدم تحرک کافی به مشکلات جسمی می‌افزاید؛ سالمندی که نمی‌تواند روزانه حتی پیاده‌روی کوتاهی تا ایستگاه مترو یا پارک محل داشته باشد، بیشتر در معرض بیماری‌های قلبی‌عروقی و مشکلات حرکتی قرار می‌گیرد. سوم، خانواده‌ها نیز بار مضاعفی را متحمل می‌شوند؛ زیرا باید به‌طور مستمر نقش جابه‌جایی سالمند را بر عهده بگیرند و این خود به افزایش هزینه‌های اقتصادی و روانی منجر می‌شود. در سطح کلان، عدم مناسب‌سازی حمل‌ونقل برای سالمندان به معنای هزینه‌های درمانی بیشتر، کاهش مشارکت اجتماعی و افزایش فشار بر نظام رفاه شهری خواهد بود.

در مقابل، تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که اصلاح و مناسب‌سازی حمل‌ونقل عمومی برای سالمندان نه‌تنها ممکن است بلکه در بلندمدت مقرون به‌صرفه‌ترین سرمایه‌گذاری است. در توکیو، شهری که بیش از ۲۸ درصد جمعیت آن سالمند هستند، ایستگاه‌های مترو و اتوبوس با اولویت دسترسی سالمندان بازطراحی شده‌اند؛ آسانسورها، تابلوهای بزرگ با فونت خوانا، و حتی سیستم‌های هشدار صوتی ویژه افراد کم‌بینا یا کم‌شنوا بخشی از این سیاست است. در سئول، کارت‌های هوشمند سفر رایگان یا نیم‌بها برای سالمندان نه‌تنها آنان را به استفاده از حمل‌ونقل عمومی تشویق کرده، بلکه باعث کاهش استفاده از خودروهای شخصی و ترافیک شهری نیز شده است. در برلین، ناوگان ویژه‌ای از مینی‌بوس‌ها و ون‌ها برای جابه‌جایی محلی سالمندان در نظر گرفته شده که امکان دسترسی راحت به مراکز درمانی، فروشگاه‌ها و فضاهای عمومی را فراهم می‌کند.

اگر به تهران برگردیم، می‌توان گفت که زیرساخت‌های اولیه وجود دارد، اما نگاه سالمندمحور در آن کم‌رنگ است. شبکه مترو گسترده شده اما هنوز در بسیاری از ایستگاه‌ها، نصب آسانسور یا پله‌برقی به‌طور کامل انجام نشده است. اتوبوس‌های تندرو (BRT) سرعت جابه‌جایی را بالا برده‌اند، اما طراحی ایستگاه‌ها و ارتفاع اتوبوس‌ها همچنان چالش جدی برای سالمندان است. حتی فرهنگ عمومی نیز نیازمند تغییر است؛ صندلی‌های ویژه سالمندان در مترو و اتوبوس‌ها به‌طور کامل رعایت نمی‌شود و گاه خود سالمندان از تذکر دادن خجالت می‌کشند.

راهکارها روشن‌اند اما نیازمند اراده جدی مدیریتی هستند. نخستین گام، مناسب‌سازی ایستگاه‌های مترو و اتوبوس است. هیچ ایستگاهی نباید بدون آسانسور یا رمپ باشد؛ این موضوع باید در اولویت پروژه‌های عمرانی قرار گیرد. دوم، استانداردسازی ناوگان حمل‌ونقل ضروری است؛ اتوبوس‌ها باید مجهز به پله‌های کوتاه‌تر، صندلی‌های راحت‌تر و فضای مخصوص افراد کم‌توان باشند. سوم، سیاست‌های حمایتی مالی مانند صدور کارت سفر رایگان یا نیم‌بها برای سالمندان باید گسترش یابد تا بار هزینه‌های روزانه کاهش پیدا کند. چهارم، حمل‌ونقل محلی مکمل همچون ون‌ها یا مینی‌بوس‌های کوچک می‌تواند حلقه اتصال خانه تا ایستگاه‌های اصلی حمل‌ونقل عمومی باشد. پنجم، استفاده از فناوری‌های ساده مانند اپلیکیشن‌های کاربرپسند برای اطلاع‌رسانی زمان حرکت اتوبوس یا وضعیت آسانسورها می‌تواند به‌ویژه برای سالمندان شهری کارآمد باشد.

شهرداری تهران البته با محدودیت‌های مالی و مدیریتی دست‌به‌گریبان است. اما باید پذیرفت که بی‌توجهی به حمل‌ونقل سالمندان در آینده‌ای نزدیک هزینه‌های به‌مراتب بیشتری بر شهر تحمیل خواهد کرد. هر سالمندی که به دلیل دشواری حمل‌ونقل به خانه‌نشینی کشانده شود، در بلندمدت نیازمند خدمات درمانی و حمایتی بیشتری خواهد بود و این فشار مضاعفی بر بودجه عمومی است. بنابراین، سرمایه‌گذاری امروز در حمل‌ونقل دوستدار سالمند، نوعی پیشگیری از بحران فردا است.

تهران در مسیر خاکستری شدن قرار دارد و سالمندان به‌زودی یکی از پرشمارترین گروه‌های جمعیتی آن خواهند بود. اگر مدیریت شهری از هم‌اکنون حمل‌ونقل را به‌گونه‌ای بازطراحی کند که همه سنین و به‌ویژه سالمندان بتوانند با آرامش و امنیت از آن استفاده کنند، می‌توان امیدوار بود که پایتخت نه به شهری پر از سالمندان منزوی، بلکه به شهری با سالمندان فعال، بانشاط و مشارکت‌جو بدل شود. در غیر این صورت، پایتخت آینده به شهری خسته‌تر، پرهزینه‌تر و کم‌تحرک‌تر تبدیل خواهد شد. انتخاب با مدیریت امروز تهران است: غفلت از نیازهای حمل‌ونقل سالمندان یا ساختن شهری که برای همه سنین، خانه‌ای امن و قابل زندگی باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این قسمت نباید خالی باشد
این قسمت نباید خالی باشد
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

keyboard_arrow_up