شهری که با سالمندانش مهربان باشد، برای همه زیستپذیرتر است.
ناصر پوررضا کریم سرا
مدرس دانشگاه و دکتری جامعه شناسی اقتصادی و توسعه

ناصر پوررضا کریم سرا
مدرس دانشگاه و دکتری جامعه شناسی اقتصادی و توسعه

تهران آرامآرام خاکستری میشود؛ روند سالمندی جمعیت، چهره شهر را تغییر میدهد و بهویژه در سالهای آینده تأثیر آن بر کیفیت زندگی شهری بیش از پیش احساس خواهد شد.
بر اساس آمار رسمی، در حال حاضر حدود ۱۲ درصد جمعیت پایتخت را سالمندان تشکیل میدهند و این رقم تا سال ۱۴۱۵ به حدود ۲۰ درصد خواهد رسید. معنای این تغییر روشن است: از هر پنج شهروند تهرانی، یک نفر بالای شصت سال خواهد بود. چنین تحولی نه صرفاً یک تغییر جمعیتی بلکه یک واقعیت اجتماعی و شهری است که مدیریت شهری نمیتواند نسبت به آن بیتفاوت بماند. در این میان، یکی از مهمترین عرصههایی که میتواند به عنوان سپری در برابر پیامدهای منفی سالمندی عمل کند، «پارکها و فضاهای عمومی» هستند؛ فضاهایی که اگر درست طراحی و مدیریت شوند، میتوانند به قلب تپنده زندگی سالمندان تبدیل شوند.
پارکها تنها فضای سبز برای زیبایی شهری نیستند؛ بلکه میتوانند پناهگاههای اجتماعی سالمندان باشند. همچنین نقش بیبدیلی در تقویت پیوند اجتماعی، سلامت جسمی و روانی و احساس تعلق به شهر دارند. برای یک سالمند که با محدودیتهای حرکتی، بیماریهای مزمن یا انزوای اجتماعی دستوپنجه نرم میکند، امکان حضور در یک فضای عمومی امن و دوستدار سالمند میتواند تفاوتی حیاتی ایجاد کند. پیادهروی روزانه در مسیرهای کوتاه و هموار پارک، نشستن روی نیمکتی راحت برای تماشای کودکان، یا مشارکت در فعالیتهای گروهی ساده میتواند کیفیت زندگی یک سالمند را بهطور معناداری ارتقا دهد.
اما آیا تهران امروز چنین فرصتهایی را برای سالمندان خود فراهم کرده است؟
واقعیت تلخ این است که تهران هنوز برای سالمندانش طراحی نشده است. بخش بزرگی از پارکها و فضاهای عمومی پایتخت هنوز بر اساس الگوی «شهر جوان» طراحی شدهاند. مسیرهای طولانی و ناهموار، نبود صندلیهای استاندارد، کمبود سایهبان و سرویسهای بهداشتی مناسب، همه موانعی جدی برای حضور مستمر سالمندان در این فضاها هستند. بسیاری از بوستانهای کوچک محلی نیز فاقد امکانات حداقلی مانند وسایل ورزشی سبک یا مسیرهای کوتاه مخصوص پیادهرویاند. در واقع، طراحی کنونی پارکهای تهران اغلب نگاه تکبعدی به کاربری فضای سبز دارد و کمتر به کارکرد اجتماعی و حمایتی آن برای گروههای خاص مانند سالمندان توجه کرده است.
از منظر اجتماعی، انزوای سالمندان یکی از چالشهای مهم پایتخت محسوب میشود. نبود فرصتهای کافی برای مشارکت در فعالیتهای عمومی، سبب میشود سالمندان به تدریج از چرخه اجتماعی کنار گذاشته شوند و این امر به مشکلات روانی مانند افسردگی و احساس بیفایدگی دامن میزند. این در حالی است که تجربه جهانی نشان داده حضور فعال سالمندان در پارکها و فضاهای عمومی نه تنها سلامت جسمی و روحی آنان را تقویت میکند، بلکه نشاط و پویایی کل شهر را نیز افزایش میدهد.

به بیان دیگر، سرمایهگذاری بر روی پارکهای دوستدار سالمند، سرمایهگذاری بر روی سرمایه اجتماعی شهر است.
شهرهای مختلف جهان الگوهای موفقی در این زمینه ارائه کردهاند. در توکیو که بیش از ۲۸ درصد جمعیت آن سالمند هستند، پارکها به مراکز اجتماع روزانه تبدیل شدهاند؛ مسیرهای پیادهروی کوتاه، تجهیزات ورزشی سبک و برنامههای گروهی مانند یوگا یا موسیقی در فضای باز، سالمندان را به حضور فعال تشویق میکند. در برلین سیاست «مسکن بیننسلی» با طراحی مجتمعهایی که در کنار فضاهای عمومی کوچک قرار دارند، امکان تعامل سالمندان با دانشجویان و خانوادهها را فراهم کرده است. در بارسلونا، شهرداری شبکهای از داوطلبان جوان ایجاد کرده که سالمندان تنها را برای گردش یا خرید روزانه همراهی میکنند. پاریس نیز با بازطراحی پارکها و اعمال تخفیفهای گسترده در حملونقل عمومی، دسترسی سالمندان به فضاهای عمومی را تسهیل کرده است.
اگر به وضعیت تهران برگردیم، جای خالی چنین ابتکارهایی بهوضوح احساس میشود. شهرداری تهران در سالهای اخیر اقداماتی مانند ساخت پارکهای محلی یا توسعه فضاهای سبز را دنبال کرده، اما این اقدامات کمتر با رویکرد «دوستدار سالمند» همراه بوده است.

پارکهای بزرگ شهر اغلب فاقد خدمات جانبی ویژه سالمندان هستند و در بسیاری از مناطق، دسترسی به این پارکها برای افراد کمتوان بهسادگی امکانپذیر نیست. حتی در پارکهایی که وسایل ورزشی نصب شده، بیشتر تجهیزات برای جوانان طراحی شده و سالمندان عملاً امکان استفاده ایمن از آنها را ندارند.
اینجاست که باید به ضرورت بازنگری در سیاستهای طراحی شهری اشاره کرد. پارکها و فضاهای عمومی باید از منظر سالمندان بازطراحی شوند. این بازطراحی الزاماً هزینههای سنگین به همراه ندارد؛ ایجاد مسیرهای پیادهروی کوتاه و هموار، نصب صندلیهای راحت با پشتی مناسب، افزایش سایهبانها و آبخوریها، نصب تابلوهای راهنما با خط درشت و خوانا، بخشی از اقداماتی است که با هزینهای اندک اما اثری بزرگ میتواند کیفیت زندگی سالمندان را ارتقا دهد. همچنین، میتوان با ایجاد کافههای کوچک محلی، کتابخانههای جمعوجور و برگزاری برنامههای فرهنگی در پارکها، حضور سالمندان را از یک فعالیت تفننی به یک سبک زندگی فعال تبدیل کرد.
البته نمیتوان از چالشهای مالی و مدیریتی شهرداری نیز چشمپوشی کرد. تحریمها، کاهش درآمدهای پایدار و فشار هزینههای جاری، توان شهرداری برای سرمایهگذاری گسترده را محدود کرده است. اما همین شرایط دشوار دلیلی برای غفلت از موضوع سالمندی نیست. اتفاقاً سرمایهگذاری در فضاهای عمومی سالمندمحور، در بلندمدت به کاهش هزینههای درمانی و اجتماعی منجر خواهد شد. به بیان ساده، هر سالمندی که با حضور فعال در پارکها سالم و بانشاط بماند، بار کمتری بر سیستم بهداشت و رفاه شهر تحمیل میکند.
تهران در آستانه دورانی تازه ایستاده است؛ دورانی که در آن موهای سپید، چهره شهر را رقم خواهند زد. اکنون زمان آن رسیده که تصمیم بگیریم با این موج چگونه روبهرو شویم؛ با بیتفاوتی و سنگینی دیوارها یا با مهربانی و زندگی در کوچهها و پارکها. پارکها میتوانند قلب تپنده این مهربانی باشند؛ جایی که هر نیمکت، روایتگر آرامش و تجربه سالهای زیسته باشد. بازطراحی فضاهای عمومی برای سالمندان، تنها اقدامی فنی یا عمرانی نیست، بلکه نشانه احترام به نسلهایی است که این شهر را ساختهاند. شهری که برای سالمندان مهربان باشد، برای همه نسلها زیستپذیرتر، آرامتر و انسانیتر خواهد بود؛ شهری که در آن، زندگی حتی در غروب سالخوردگی نیز روشن میماند.